وقتی به بودن یه چیزی عادت میکنی ..نبودش خیلی برات سخت میشه ..
حالا اگه اون چیز و نداشتی اصلا نبودنش برات مهم نیست ..حتی اینکه همه داشته باشن..
مثل همین اینترنت عزیز...
والا خدا قوت بده عزیزان مخابرات رو که یهویی نت مردم و قطع میکنن..
و عین خیالشون نیست..![]()
حالا خدا نکنه یه ساعت تمدید کردن ای دی اس ال دیر بشه .. چه دقیق حساب کار
دستشونه...در عین واحد قطع میکنن.
.
بله شنبه بود داشتم طبق معمول قالب عوض میکردم...![]()
(بقول یکی از دوستان بیزینس قالب نداریمااااااااااا )![]()
فقط خواستم قالب مناسبی بزارم که نتمون قطع شد ...
همون موقع هم یه قالب نکره گذاشته بودم. گفتم تا دوستان عزیز ندیدن عوضش کنم
.
زنگ زدم به شیدا جونی عزیز
..گفتم..زحمت بکش یه قالب مناسب بزار ..
تا نت عزیزمان وصل شود.. بله ایشونم زحمت کشیدن به سلیقه خودشون برام اهنگ و قالب
گذاشتن...![]()
این توضیح دادم قابل توجه دوستانی که با قالب خاک بر سر و موسیقی نامحرم مشکل
داشتن...![]()
بله ..بسلامتی و مبارکی نتمون وصل شد
..مرسی از دوستانی که بهم سر زدن....![]()
دلم برای دفتر خاطرات مجازی و دوستان همراه تنگ شده بود...![]()
این روزا بدونه نت ..سخت بود..![]()
نمیدونم عادت کردن به نت بد یا خوب ...ولی فعلا نمیشه بدونه اون باشم..![]()
خوشحالم که بازم هم هستم...![]()
![]()
***************
عاشق همه سال مست و رسوا بادا
ديوانه و شوريده و شيدا بادا
با هوشياري غصه هر چيز خوريم
چون مست شديم هرچه بادا بادا
خواستم این بار نظرم رو در مورد چند تا کلمه ی کلیدی که تو ذهن بیشتر ما ادم ها هی تکرار
میشه بگم...میدونم تکرای هست ولی اینها مسائلی هستن که اساس و پایه هستن...
نظر شما چیست؟
۱...خدا: شروع ..پایان...بالا...اسمان ..بزرگ... مهربان..نماز ....و به همرا ه بی نهایت سوال
که تو ذهنم تداعی میشه ....ولی ذهن ما گنجایش نداره برای جستجو کردن..
۲...دنیا: من دنیا رو دوست دارم ولی دل بسته نیستم ...
۳...زندگی:زندگی یه راه برای رسیدن... پراز بالا و پایین...سعی میکنم زیبا ببینمش....
۴...عشق:من از عشق و عاشقی و احوالاتش خوشم میاد ..حالا عشق خدایی باشه یا زمینی
۵..مرگ:یه سر انجام ...ته دلم ترس ..دلهره .. پایان ...البته پایان مطلق نههههههههه
۶...اخرت : خیلی بهش امید دارم واگه نبود ..همه ی ۵ گزینه ی بالایی بی معنی بود
وبه این موضوع که میرسم باید بگم..
لا حول و لا قوته الا بالله العلی عظیم
از کنار پنجره خانه ام دور شو
گر ... گریز را گزیدم
در طول سفر
از آسمان مسیر من دور شو
هزار کابوس دشنه به دست را پذیرایم
ولی رویای روی ترا هرگز
روی تو ...ای ماه آینه وش
روی تو
روی او !
که می خواهم یادش را
دانه دانه ...
در دهان گنجشک های گرسنه بریزم !

مادرم عزیزم نور چشمانم
روزت مبارک
*************************************************
مقصدمان پارک جنگلی شهرمان بود... داشتیم از راهی که منتهی می شد
به پارک میگذشتیم..![]()
این جاده را خیلی دوست میداریم..وبه ان میگویم راه عشق..درختهای بزرگ سرو در دوطرف
جاده ..ما میبرد در هپرود ...

در اسمانها بودیم که
...موشکی از کنارمان رد شد..
بعدن معلوم شد این موشک نبوده فقط ماشینی بوده که به سرعت موشک میرفته.
و یه چیز دیگر هم معلو م شد که چند جوان برومند شهرمان .اصلا رو زمین نبودن و در هوا داشتن
پروازمیکردن.
.البته با استفاده ازمواد بوووووووووووق نگویم بهتر است میترسیم...
بد اموزی داشته باشد.![]()
در ادامه راه ترافیک مثل همیشه سنگین ولی این بار سنگینی اش
بیشتر احساس میشد..
با تمام تلاش توانستیم کشف کنیم که چه شده است ان جلوتر ها..
بله عروس و داماد موتور سوار وهمراهان میلیونیشان
معرکه ای گرفته بودن در ان وسط..![]()
وجالب ان است که شهروندان عزیز که همیشه عجله دارن .
.این بار چقدر صبور تشریف داشتن..وچقدر همراهی میکردن..

ودر ان لحظه اشک در دیدگانمان جمع شد..
که چقدر مردم شهر مان دوست دارن در شادی ....
دیگران شرکت داشته باشن ومن به خودم بالیدم به داشتن چنین مردمی...




